عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

38

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

1171 ألتّقوى حرز لمن عمل بها پرهيزكارى پناه است براى كسى كه آن را كار بندد . 1172 ألشرّه جامع لمساوى العيوب آزمندى مركز گرد آمدن عيبهاى زشت است . 1173 الإنصاف يؤلّف القلوب دادگرى دلها را بهم پيوند مىدهد . 1174 الحرص موقع فى كثير العيوب حرص و آز افكندهء در بسيارى از بدى هاست 1175 الكبر مصيدة إبليس العظمى تكبّر عظيمترين دام ابليس است 1176 الحسد مقنصة إبليس الكبرى رشكبرى بزرگترين دام شيطان است 1177 الوعد مرض و البرء إنجازه با كسى پيمان نهادن بمنزلهء بيماريست و رستن از آن بيمارى بجا آوردن عهد و پيمان است . 1178 الإحسان ذخر و الكريم من حازه نيكوئى با مردم گنجى است و جوانمرد بخشنده آن را نگهدارنده است . 1179 الارتقاء إلى الفضائل صعب منج بسوى نيكيها بالا رفتن و بكمالات اخلاقى آراسته شدن دشوار نجات بخش است . و صعب : شترى را گويند كه رام نباشد . و مراد آنست كه بالا رفتن بسوى فضائل اخلاقى و آراسته شدن بكمالات انسانى و طىّ مراتب ترقى سخت و دشوار است همچون شترى كه رام نباشد زيرا سعى بى اندازه و گذشت از بسيارى از علائق را لازم دارد و با وجود اين باعث نجات خواهد بود . 1180 الانحطاط الى الرّذائل سهل مرد : فرو افتادن در رذائل اخلاقى آسان هلاك كننده است 1181 المحسن من صدّق أقواله أفعاله نيكوكار كسى است كه گفتارش را كردار و رفتارش درست بدارد . 1182 ألكيّس من عرف نفسه و أخلص أعماله : زيرك كسى است كه خودشناس باشد و كردارش را خاصّ خداى گذارد 1183 إظهار الغنى من الشّكر دارائى را آشكار ساختن نوعى از سپاس است . 1184 إظهار التّباؤس يجلب الفقر اظهار ندارى نمودن فقر را جلب مىكند . 1185 المعين على الطّاعة خير الأصحاب آنكه بر فرمان خداى بردن انسان را يارى مىكند بهترين ياران است . 1186 الفرص تمرّ مرّ السّحاب فرصتها همچون ابر درگذرند ( از آنها حدّاكثر استفاده را ببريد ) 1187 الغيبة قوت كلاب النّار بدگوئى از مردم خوراك سگهاى جهنّم است .